تبلیغات

دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما

ابزار وبمستر

جوک...ترول های جدید...مطالب طنز - خداجون !-- Begin WebGozar.com Counter code -->

خداجون

پنجشنبه 30 آذر 1391  11:17 ق.ظ

21سال پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین من فقط یک کمی خاک بودم..همین
یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود..
آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود..
خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد..
یک شب آخر دعایش اثر کرد یک فرشته تمام زمین را خبر کرد..
و خدا تکه ای خاک برداشت آسمان را درآن کاشت..
خاک را توی دست خود ورز داد روح خود را به او قرض داد..
خاک توی دست خدا نور شد پر گرفت از زمین دور شد..
راستی من همان خاک خوشبخت ام..
من همان نور ام پس چرا گاهی اوقات...
این همه از خدا دور هستم....
منبع:ادامه مطلب
کپی پیست شده توسط خودم از 4جوک
فرستنده: داداش تنها

نوشته شده توسط: مونا | آخرین ویرایش:- | نظرات ()